خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بال های استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرا ر کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقف های سرد و سنگین ،آسمان های اجاری
با نگاهی سر شکسته ، چشم های پینه بسته
خسته از در های بسته ،خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده ، میز های صف کشیده
خنده های لپ پریده، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی ، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی نیمکت های خماری
رونوشت روزها را روی هم انبار کردن
شنبه های بی پناهی جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی باد خواهد برد باری
روی میز خالی من صفحه باز حوادث
در ستون تسلیت ها نامی از ما یادگاری
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/06/25ساعت 17:26 توسط از دل برآمده
|
پروردگارا!دوباره به مهمانی ات آمدم ولی لباسی برای خود آماده نکرده ام.
دوباره مرا صدا زدی ولی جوابت ندادم.
دوباره دستان گرمت را به شانه هایم لغزاندی ولی من به تو رو نکردم.
دوباره اغوشت را باز کردی ولی من بی تفاوت از کنارت گذر کردم.
دوباره به سمتم گام برداشتی و من از تو فرار کردم،از تو دور شدم.
گفتی اگر قدمی به سمت من آیی چندین قدم به سمتت می آیم.ولی من همچنان فرار می کردم.
آه!که فاصله من با تو چه زیاد است ولی در عین حال به من نزدیکی .در عین حال مراقبم هستی .
جه سحرهایی که به انتظارم نشستی و من در خواب غفلت آرمیده بودم.
چه نماز هایی که خواندم ولی در مقابلم به جایی تو بت های وجودی ام بود.
چه زمانهایی که در سختی بودم و تو را خواندم اجابتم کردی ولی بعد فراموشت کردم.
خدایا!من برای مهمانی ات آماده نشده ام،لباسی ندارم،عطر و بویی ندارم ،آبرویی ندارم.
ولی امید به تو را دارم.
خودت بارها گفتی که صد بار اگر توبه شکستی باز ای.می دانم تو میزبانی هستی که مهمانانت را با لباس ژولیده هم قبول میکنی.تو خود آبروی مهمانت می شوی .
پروردگارا!به در خانه ات آمده ام ولی روی ورود به مهمانی ات را ندارم ،اذن دخولم ده.
مرا تو لباس بپوشان ،تو مرا معطر کن.
لبیک اللهم لبیک... .
یاحق
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/06/19ساعت 17:11 توسط از دل برآمده
|
آخر رهبری تیر خلاصی رو زد و آب پاکی رو دست حزب اللهی ها ریخت .آقا در دیدار اخیرشان با کابینه دولت،دولت نهم را دولتی خدمتگزار خواندند که گفتمان انقلابی رادوباره زنده کرده است.همچنین کابینه دولت رو کابینه اقدام وکار خواندند و انرژی ،تحرک،نشاط کار و جدیت در خدمت به مردم را از نشانه های بارزدولت نهم بر شمردند.
ایشان با حمایت قاطع از دولت به تمام اتهامات پیش آمده در مورد دولت خاتمه دادند.
این رو میشه فصل الخطاب مقام معظم رهبری در مورد دولت احمدی نژاد دونست که خیلی شبهاتی که اخیراً در مورد دولت به وجود امده بود رو پاسخ داد.
یاحق
+ نوشته شده در سه شنبه
1387/06/05ساعت 2:21 توسط از دل برآمده
|
می گم بالاخره المپیکم تموم شد و بر و بچه ایران هم به وطن در حالی برگشتند که توانسته بودند تنها دو مدال را کسب کنند .
به نظر شما دلیل این دست گل چیه؟ باید آقایان بشینند و هم اندیشی کنند.البته زحمات بچه ها که تونستند از ورزشکارهای دارغوز آباد جنوب قاره آفریقا بالاتر باشند رو نمی شه نادیده گرفت.
به یکی از بچه ها می گفتم که اگه این همه خرجی که سر فوتبال و کشتی و چند ورزش دیگه میشه صرف رشته های دیگه میشد الان ما چند مدال داشتیم.
حالا هم بعد یک گند زدن بزرگ همه دنبال توجیهن.یکی میگه مربی بد بوده یکی میگه بودجه نداشتیم بعضیا هم به خدا ربطش میدن و میگن خدا نخواست.
بالاخره باید گفت آخرش چی؟
تا کی باید تو زندگی به توجیه کارامون بپردازیم. به قول یکی از بزرگان "خدا انسان را آفریدو انسان توجیه را."
مواظب باشیم همانطور که دوست داریم دیگران کارهاشون رو توجیه نکنند ما هم از این کار حذر کنیم.
یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/06/04ساعت 19:59 توسط از دل برآمده
|
نمیدونم ازچی بگم .از کدوم درد انقلاب بگم .ولی چون دغدغم فرهنگه از فرهنگ شروع میکنم از مسئولین فرهنگی.واقعاً تا حالا فکر کردین که چرا فرهنگ اینقدر تو انقلاب ما مظلومه .چرا کسی به فکر مظلوم زدایی از فرهنگ نیست.مگه انقلاب ما انقلاب فرهنگی نبود.پس چرا بیشتر به اقتصاد بها داده میشه چرا بیشترین گفتمان ما گفتمان اقتصادی شده.راه رو گم کرده ایم. این همه نهاد فرهنگی نمی تونند کاری از پیش ببرند .دلیلش چیه.به نظر من جوابش اینه مسئولین فرهنگی بی کفایتند.من به اونا میگم پخمه های فرهنگی.یک عده آدمی که فقط یک سری تجربه فرهنگی دارند.آخه یکی نیست که بگه مگه میشه با چند سال تجربه برای یک کشور سیاست گذاری فرهنگی کرد.
هر کس با هر تخصصی وارد عرصه سیاست گذاری فرهنگی میشه و برای خودش دم و دستگاهی راه میندازه. غرب که تونسته اینقدر فرهنگش رو گسترش بده با چند تا ادم با تجربه این کار رو نکردبلکه با یک عده تئوریسین که الفبای فرهنگ رو میدونند فرهنگسازی کرد .
حیف اسلام که اگر دست غربی ها بود در اوج بود. هنوزم بعضی مسئولین فرهنگی(پخمه ها) به این درک نرسیدند که فرهنگ سازی هم به کار علمی احتیاج داره.تا وقتی یک عده پخمه فرهنگی سیاست گذاری می کنند اسلام عزیز مظلوم باقی می ماند .
امیدوارم که روزی بعضی مسئولین ما به مظلومیت فرهنگ اسلام عزیز که بارها مقام معظم رهبری به آن تاکید داشته است پی ببرند.
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/06/04ساعت 1:10 توسط از دل برآمده
|
رسش نام یک نشست است که قراره عده ای از بچه های نخبه فارغ التحصیل انجمن اسلامی دانش آموزان رو دور هم جمع کنه وبعد اونا رو سازماندهی کنه تا بتونن تو انقلاب تاثیر گذار باشن.
رسش تنها یک نشست ساده نیست رسش فراتر از یک نشسته .رسش یک خیزشه که می خواد دوباره گفتمان انقلاب رو زنده کنه و دهه چهارم رو بسازه .
رسش یعنی ساختن آینده با همین جوونای نسل سومی .همینایی که به اعتقاد بعضی ها از انقلاب دور شدن .
ما میخوایم نشون بدیم که می شود و می توانیم.آینده ازآن من و توی جوونه . نباید بذاریم انقلاب رو ازمون بگیرند.
پس به این برس که این انقلاب متعلق به تو هم هست.رسش کن خیزش کن .
آینده از آن ماست.
+ نوشته شده در پنجشنبه
1387/05/03ساعت 22:4 توسط از دل برآمده
|
بالاخره طلسم منم شکسته شد و به جرگه وبلاگنویسان پیوستم. هم خوشحالم و هم ناراحت.
خوشحال از اینکه میتونم حرفای دلموبزنم و درد دل کنم و ناراحت از اینکه ..... ولش کن راهی که داخلش شدم و باید خوب بهش بپردازم. آخه من از آدمهایی که مسئولیتی رو قبول می کنند و خوب انجامش نمی دن خوشم نمیاد.
منتظر مطالب با حال باشین شاید به درد تون بخوره .
یا حق
+ نوشته شده در دوشنبه
1387/03/20ساعت 21:30 توسط از دل برآمده
|