لبیک اللهم لبیک
پروردگارا!دوباره به مهمانی ات آمدم ولی لباسی برای خود آماده نکرده ام.
دوباره مرا صدا زدی ولی جوابت ندادم.
دوباره دستان گرمت را به شانه هایم لغزاندی ولی من به تو رو نکردم.
دوباره اغوشت را باز کردی ولی من بی تفاوت از کنارت گذر کردم.
دوباره به سمتم گام برداشتی و من از تو فرار کردم،از تو دور شدم.
گفتی اگر قدمی به سمت من آیی چندین قدم به سمتت می آیم.ولی من همچنان فرار می کردم.
آه!که فاصله من با تو چه زیاد است ولی در عین حال به من نزدیکی .در عین حال مراقبم هستی .
جه سحرهایی که به انتظارم نشستی و من در خواب غفلت آرمیده بودم.
چه نماز هایی که خواندم ولی در مقابلم به جایی تو بت های وجودی ام بود.
چه زمانهایی که در سختی بودم و تو را خواندم اجابتم کردی ولی بعد فراموشت کردم.
خدایا!من برای مهمانی ات آماده نشده ام،لباسی ندارم،عطر و بویی ندارم ،آبرویی ندارم.
ولی امید به تو را دارم.
خودت بارها گفتی که صد بار اگر توبه شکستی باز ای.می دانم تو میزبانی هستی که مهمانانت را با لباس ژولیده هم قبول میکنی.تو خود آبروی مهمانت می شوی .
پروردگارا!به در خانه ات آمده ام ولی روی ورود به مهمانی ات را ندارم ،اذن دخولم ده.
مرا تو لباس بپوشان ،تو مرا معطر کن.
لبیک اللهم لبیک... .
یاحق

